
نفرين به زندگي كه تو ماهي من آدمم
نفرين به من كه پيش فراوانيت كمم
نفرين به آنكه فرق نهادست بين ما
تا تو بهشت پاكي و تا من جهنمم
نفرين به خلقتي كه ما را عرضه كرده است
من كه تمام رنجم و من كه فقط غمم

آهسته تر به زندگي من قدم بنه
من گور دسته جمعي گلهاي مريمم
اي ماه! مهرباني تو مي خورد مرا
اي ماه! من سياه دلم از تو مي رهم
(آخرين يادگاري از فرهاد عزيز ...)
كسي كه رفتن را انتخاب كرد ولي من ماندن را!!!
دوباره دل هواي با تو بودن كرده
نگو اين دل دوري عشقتو باور كرده
دل من خسته از اين دست به دعاها بردن
همه آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من يه آرزو دارم تو سينه
كه دوباره چشم من تو رو ببينه
واسه پيداكردنت تن به دل صحرا ميدم
آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم
توي هفت تا آسمون تو تك ستاره مني
به خدا ناز دوچشماتو به دنيا نميدم

براي تو مي نويسم كه روحم را در بر گرفتي و جانم را تسخير نمودي!
تو اي غريب آشنا كه نگاهم را معنا بخشيدي و به قلبم عشق ورزيدن
آموختي!
لحظه هاي رويايي مان چه زود گذشت .زودتر از آنكه فرصت كنيم در آغوش
بودن را تجربه كنيم.
نه دستانمان در هم فشرده شد و نه چشمانمان به هم خيره...
نه آغوشمان براي هم باز شد و نه لبانمان گلبوسه هاي عشق را از گلزار
خنده هايمان چيد.

مهربان من!
آن روزها که بودي غم من دوري تو بود و فاصله...فاصله...فاصله
اين روزها تو نيستي و غم من جدایی است و يك دنيا
خاطره...خاطره...خاطره!!!

از ميان بغض ترك خورده پتجره
, گلبرگهاي شقايق احساست, نگاه بي صدايمرا مي كاود تا همه حرفهاي نگفته ام را از روزنه كوچكي بخواند كه آخرين
حنجره است براي فردا...
گاهي وقتها حرفهايي است براي نگفتن و فاصله اي است براي پر نشدن
و فاصله ميان من و تو به اندازه تمام بي كسي من است و بي كسي من
به اندازه تمام غرور تو...
(آیدا)

با تبریک سال نو به همه دوستان خوبم که با حرفهای زیبا و نظرات سازنده خودشون
ما رو یاری کردند.
بنا به دلایلی فرهاد دیگه همراه من نیست و میخوام به تنهایی وبلاگ رو ادامه بدم.
نظر شما برام خیلی اهمیت داره.منتظرم.
براتون روزهای خوشی را در سال ۸۶ آرزومندم.

