تبليغاتX
بی تو هرگز

(این دوبیتی رو فی البداهه سرودم.امیدوارم خوشتون بیاد)

ميشود روزي مرا محو تماشايت كني

يا نگاه خسته ام را مست ديدارت كني

ميشود پروانه وار گرد وجودت پر زنم

يا مرا در بركشي يا آتشي بر خود زنم

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 23 تیر1386ساعت
توسط ..:: آیدا و رضا ::..

نوشته های زیر گفته های شخصیست به نام " جکسون براون" که اندرزهاییست برای زندگی بهتر! خوب و بدش با خودتون

روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش

حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن

روز تولدت یک درخت بکار

دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر

فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد موکول نکن

صدای خنده پدر و مادرت را ضبط کن

انگیزه ات در ازدواج عشق باشد

همیشه شکر گذار باش

در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور

هرگز آرزوها و رویاهای دیگران را کوچک نشمار

از صمیم قلب عشق بورز .ممکن است کمی لطمه ببینی اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین

است

یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار میدهد

یادت باشد تمام مردم از چیزی وحشت دارند، به چیزی عشق میورزند،

و چیزی را از دست داده اند

راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیر




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 23 تیر1386ساعت
توسط ..:: آیدا و رضا ::..

 

روزی ما دوباره کبوترهای مان را پيدا خواهيم کرد

  و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت 

   روزی که کمترين سرود 

                       بوسه است

و هر انسان

   برای هر انسان

                      برادری ست .

   روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند 

    قفل

   افسانه يی ست

    و قلب

    برای زندگی بس است 

    روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است .

    تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی .

     روزی که آهنگ هر حرف

                                    زندگی ست

   تا من به خاطر آخرين شعر رنج جست و جوی قافيه نبرم .

   روزی که هر لب ترانه يی ست

   تا کمترين سرود ، بوسه باشد .

   روزی که تو بيايی برای هميشه بياي

   و مهربانی با زيبايی يکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان دانه بريزيم ...

   و من آن روز را انتظار می کشم

   حتی روزی

   که دیگر

   نباشم . 

  




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 15 تیر1386ساعت
توسط ..:: آیدا و رضا ::..

 

همپاي بام شب مي ستايمت

اي زيبا! دوست ميدارمت

 و در نظر من اي زيور شبهاي من با طعنه هايت بر فرسنگها مي افزايي

فرسنگهايي كه جدا ميكند دستان مرا از از آبي بيكرانه ها

عزيز ميدارم حتي سردي رفتارت را

كه در پرتو آن به ديده ام زيباتري...                                         




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت
توسط ..:: آیدا و رضا ::..

 

من. مرگ می گیرد تا می خواهد چیزی بگوید

دستهایش را سرما سوزانده است

و کمرش زیر بار یک دنیا شکسته

سالهاست این بید با هر نسیمی یخ میزند و

تمام برگهایش در نیامده می خشکند

کلاغ ها    اینجا جایی برای غار غار کردن نیست

درخت گاهی تحمل خودش را هم ندارد

با این ریشه های پوسیده ...

اینجا اصلا برای تکیه کردن مناسب نیست

این درخت

دارد

می

میرد




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت
توسط ..:: آیدا و رضا ::..

This free script provided by
بهترینها برای ایرانیان

http://asadream.us