
عطری که از حوالی پرچم رسیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه وا کنید محرم رسیده است
ای آسمان مگر دل غمدیده ی منی ؟!!
کین گونه گریه می کنی و نعره می زنی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
موهایم سفید می شود
در شبهایی که هیچ کس برایم شعری نمی خواند
دردهایم بماند برای لای جرز دیوارهایی که
تا همیشه روی سرم آوار می شود
و من
شاید هیچ وقت جرأت مرد بودن نداشتم
قلبت را نمی شود فراموش کرد
دلتنگی هایم را در اولین قمارم باخته ام
حالا تنها چیزی که از تو برایم مانده
حسرتی است
که نصیب گور می شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلت تنگ می شود
برای صدایی که نمی شود فراموش کرد
و قلبت می پوسد برای زنده بودنت
خاکستر می شوی بی آنکه گُر گرفته باشی
و در سیاه ترین چاله های دنیا
تجزیه شدن را تجربه می کنی
دلت تنگ می شود
برای شانه های بانویی که هرچند دور
ولی گرم
برای تویی که در زمستانی ترین فصل زندگی ات چادر زدی
دلت تنگ می شود
و هیچ وقت
فراموش
نمی کنی